السيد الخميني

106

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

جبران خسارات بقيهء عمر مىشود و عنايت حق از او دستگيرى مىكند و از دايرهء دعوت شيطان خارج مىشود . و اگر در حال سجده ، كه اظهار ترك غيريت و رفض انانيّت است قلب مشغول به غير باشد ، در زمرهء منافقان و اهل خدعه منسلك گردد . پناه مىبرم به خداى تعالى از مكرهاى نفس و شيطان و از خسران و خذلان و رسوايى در محضر ربوبيت . و آنچه براى ساجدين كرامت شده حلاوت انس با محبوب است در دنيا ، كه براى اهلش از دنيا و آنچه در آن است بهتر است ؛ و كشف حجابها و بذل الطاف خاصه است در آخرت كه قرة العين اوليا است . اكنون كه ما بيچارگان و متحيران وادى ضلالت و سرمستان از جام غفلت و خودپرستى از نماز اهل معرفت و سجود اصحاب قلوب محروميم ، خوب است حالت قصور و تقصير خود و مذلت و خوارى خويش را در نظر داشته باشيم و به حال حرمان خود متأسف و به كيفيت احتجاب خود متلهّف باشيم و به حق تعالى از اين خسران و تسلط نفس و شيطان پناه بريم ؛ شايد حالت اضطرارى دست دهد و آن ذات مقدس مضطرين را اجابت فرمايد : أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ « 1 » پس با حال پريشان و اضطراب و قلب افسرده و پژمان سر به خاك مذلت ، كه اصل خلقت ما است ، نهيم ، و ياد از نشئات ذل و مسكنت خود كنيم و با لسان حال از حق تعالى كه ولى نعم است ، جبران نقائص را طلب كنيم و عرض كنيم : بارالها ، مادر حجابهاى ظلمانى عالم طبيعت و شركهاى بزرگ هواپرستى و خودخواهى واقعيم ، و شيطان در رگ و پوست و خون ما تصرف دارد و سر تا پاى ما در تحت سلطنت شيطان است ، و ما از دست اين دشمن قوى جز به پناه به ذات مقدس تو چاره‌اى نداريم ، تو خود از ما دستگيرى كن و قلوب ما را به خود متوجه فرما . خداوندا ، توجه ما به غير تو از روى استهزاء نيست ؛ ما چه هستيم و كه هستيم كه در محضر قدس ملك الملوك على الاطلاق استكبار و استهزاء كنيم ؛ ولى قصور ذاتى و نقص ما قلوب محجوب ما را از تو مصروف داشته ؛ و اگر

--> ( 1 ) - « كيست كه درمانده را زمانى كه او را بخواند اجابت مىكند . » ( نمل / 62 )